|
بررسی رژیم حقوقی دریای خزر – درآمدی بر رفتار دو دولت اصلاح طلب و اصولگرا در این ماجرا
بررسی رژیم حقوقی دریای خزر – درآمدی بر رفتار دو دولت اصلاح طلب و اصولگرا در این ماجرا
نویسنده: عارف امیری
دریای خزر پهنه ی آبی وسیعی است که در قاره آسیا قرار دارد. قزاقستان در شمال، ترکمنستان در شرق این دریا و آذربایجان و روسیه در غرب آن قرار دارند، در کرانه جنوبی و جنوب شرقی و همچنین جنوب غربی آن نیز بخشی از استانهای شمالی ایران یعنی گلستان و مازندران و گیلان قرار دارند.
خزر یا همان دریای مازندران با اختلافی آشکار بزرگترین دریاچه جهان است و از دومین دریاچه بزرگ جهان پنج برابر بزرگتر است همچنین حوزه آبی خزر پس از مناطق نفت خیز خلیج فارس و سیبری بزرگترین منابع نفت و گاز شناخته شده جهان را دارد. و شاید هم به همین دلیل است که میتوان گفت کشورهای منطقه خزر در آیندهای نه چندان دور هم از منابع مهم تامینکننده انرژی جهان خواهند بود و هم اثر چشمگیری بر توازن انرژی جهان و بازارهای بین المللی نفت خواهند داشت. از طرف دیگر هم منطقه خزر بعنوان حلقه پیونده دهنده آسیا به اروپا و آسیای شمالی به آسیای جنوبی پس از جنگ سرد (1945 تا 1989) جایگاه ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک حساسی یافت.
پس از 25 دسامبر 1991 یعنی استعفای گورباچف، به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اهمیت منابع هیدروکربنی نهفته در این دریا بین المللی شد و این دو مسئله موجب شد که این منطقه از جایگاه سیاسی اقتصادی و امنیتی ویژهای برخوردار شود.
کلاً رژیم حقوقی آبها برای بهرهبرداری عادلانه از منابع زیربستر، بستر و سطح آب، حقوق کشتیرانی و ماهیگیری و جلوگیری از روند شتابان آلودگی محیط دریاها تدوین میشود و در مورد دریای مازندران با توجه به قراردادهای منعقد گشته در سالهای گذشته بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی، دیپلماسی دارای اولویت این بود که بر سر تبیین رژیم حقوقی موجود به گفتگو میپرداختیم نه بر سر تعیین رژیم حقوقی جدید.
بطور کلی قوانین حقوقی بین المللی در مورد دریاها بصورت واحد است بگونهای که کشورهای همجوار با یک دریا دارای حق مشخصی از آب و ساحل میباشند و با فروپاشی یک کشور کشورهای بوجود آمده هر کدام به حقی مستقل دست پیدا می کنند که تقسیمات آن ربطی به کشور قبلی ندارد و حقوق همه کشورهای همجوار با یک دریا مشخص است. ولی در مورد دریاهای مازندران بحث این گونه نیست چرا که آنچه ما آن را دریای مازندران مینامیم دریا نیست بلکه دریاچه بسته است چرا که این منطقه همچون آبهای داخلی محصور است و هیچگونه راه آبی طبیعی به دریاها و اقیانوسها ندارد که این مسئله بر روی نقشه نیز واضح است. همچنین کانالهایی که روسیه برای اتصال رودخانههای ولگا – دن به دریای سیاه حفار کرده است به هیچ عنوان آب راه شناخته نمیشود پس حوزه آبی خزر دریا نیست و نظام حقوقی دریا بر آن بار نمیشود.
براساس مفاد ماده 86 از کنوانسیون حقوق دریایی 1982 در مواردی همچون دریای مازندران رژیم حقوقی و تعیین مرزها بر پایه پیمان ها و یا تصرفات دولتهای مربوط است یعنی قانون واحدی در این زمینه وجود ندارد جز اینکه مرجع حل اختلاف و مرزبندیها و ... در مورد این گونه آبها خود کشورهای همجوار هستند.
میان ایران و اتحاد جماهیرشوروی قراردادهای مختلفی مبنی بر حقوق 50 درصدی از دریای مازندران منعقد گردیده که قراردادهای 1921،1927، 1935، 1940 و ... از این جملهاند؛ طبق این پیمانها حق کشتیرانی و استفاده از منابع برای هر طرف50 درصد است و تنها کشتیهایی حق تردد در این منطقه را دارند که پرچم یکی از این دو کشور را داشته باشند همچنین هر طرف در محدوده ده مایلی از کرانههای خویش حق ماهیگیری اختصاصی و در دیگر نقاط حق ماهیگیری مشترک دارد.
و خلاصه مطلب آنکه طبق قراردادهای معتبر منعقد ما بین ایران و شوروی حق مالکیت مشاع یعنی اشتراکی و مساوی تصویب شده است. از طرفی هم کشورهای بوجود آمده از تجزیه شوروی بر پایه کنوانسیون وین در مورد جانشینی دولتها ملزم به اجرای تعهدات دولت پیشین هستند و جالبتر آنکه این کشورها در اجلاس آلماتی سال 1991 پایبندی خود به اجرای تعهدات شوروی سابق را اعلام کردند، پس با توجه به اینکه ایران و شوروی بر پایه قرادادهای ذکر شده سهم50درصدی را برای هر یک از طرفین قائل شده و به تصویب رساندهاند و نیز با توجه به قانون مصوب در کنوانسیون وین و تاکید خود کشورهای بوجود آمده از تجزیه شوروی بر پایبندی به تعهدات این کشور، حکم عقل آن است که سهم ایران از دریای خزر 50 درصد بماند و کشورهای بوجود آمده از تجزیه شوروی تاوان این تجزیه را بدهند و 50درصد سهم شوروی را میان خود تقسیم کنند. و یا حداقل اگر قرار است تقسیمبندی جدیدی شکل گیرد با توجه به کوتاه آمدن ایران در این قضیه سهم قابل توجهی شامل این کشور شود. که البته آنچه امروز در این رابطه محقق شده چیزی خلاف آنچه عرض نمودم و بعبارتی چیزی خلاف حکم عقل میباشد و جمهوری اسلامی ایران به سهمی کمتر از نصف سهم واقعی خود قانع گشته که این مسئله شکستی بزرگ برای ایران و ایرانی است...
و اینک بررسی مختصر رفتار دو دولت در مورد این قضیه؛
مسئله اجلاس سران کشورهای حاشیه خزر و تعیین رژیم حقوقی جدید مدتها بود مطرح شده بود و در زمان دولت اصلاحات به ریاست سیدمحمد خاتمی جلساتی در این مورد برگزار شد؛ دولت سیدمحمد خاتمی و بعبارت بهتر دولتمردان دولت اصلاحات نهایت تلاش خود را کردند تا از حق ایران و ایرانی دفاع کنند، مسئولان و مقامات وقت بر سهم مشاع ایران از خزر و همچنین پیشینه تاریخی آن تاکید داشتند و رئیس جمهور وقت هم در اقدامی زیبا به کشورهای مقابل فهماند که این دولت دولتی نیست که وطنفروشی کند؛
اولین اجلاس سران خزر در شهر عشقآباد در زمان دولت اصلاحات: هواپیما در فرودگاه مهرآباد منتظر آقای خاتمی رئیس جمهور ایران و هیئت همراه ایشان بود تا آنان را برای شرکت در اولین اجلاس سران خزر به عشق آباد پایتخت ترکمنستان ببرد اما خبر مهمی همه چیز را دچار اختلال کرد. سفارت ایران اطلاع داد که دولت ترکمنستان در اقدامی عجیب سالن اجلاس را با نقشههایی از دریای خزر تزئین کرده که در آنها با خطوطی فرضی دریای خزر تقسیم شده و بصورت ضمنی سهم کمتر از 12درصد (جنوب خط ادعایی حسینقلی آستارا) را برای ایران نشان میدهد.
موضوع بسیار حساس بود و نشان دهنده مشی دولت میزبان در تحمیل ضمنی بعضی ادعاهای واهی بخصوص به ایران در طی اجلاس بود، موضوع با رئیس جمهور مطرح شد و براساس نظر ایشان به دولت ترکمنستان اعلام شد که اگر این نقشهها از سالن اجلاس خارج نشود و هر گونه اقدام مشابهی منتفی نگردد، ایران در اجلاس خزر شرکت نخواهد کرد. با توجه به عدم واکنش قابل قبول دولت ترکمنستان به دستور رئیس جمهور هواپیمای حامل هیئت ایرانی به سرپرستی معاون وقت وزرات خارج عازم عشق آباد شد تا مقامات ترکمنستان را توجیه نماید که اگر قصد برگزاری اجلاس را دارند باید رفتارشان را تغییر دهند.
وزارت خارجه همزمان به دولت ترکمنستان اطلاع داد که هواپیمای هیئت ایرانی بدون رئیس جمهورو حتی وزیر خارجه به سوی عشق آباد پرواز کرده است. پرواز هواپیمای بدون رئیس جمهور از سوی رئیس جمهور ترکمنستان بسیار جدی تلقی شد و لذا به دستور ایشان مقامات ترکمنستان در حضور مسئولان سفارت ایران نقشههای سالن اجلاس را پاره کرده و به دور انداختند. رئیس جمهور ایران با دو ساعت تاخیر عازم عشقآباد شد اما پیش از آن عملاً با این موضع تند مشخص کرده بود که بر سر منافع ملی جدی است و هیچ نوع فرصت طلبی را تحمل نخواهد کرد...
و اما انتخابات سوم تیر 1384 و شروع به کار دکتر احمدی نژاد بعنوان رئیس دولت نهم و تغییر قریب به اکثر مدیران و مسئولان دولتی و متعاقباً تغییر استراتژی و دیپلماسی ایران در مناسبات داخلی و خارجی:
با وجود قرادادهای مختلف منعقد شده بین ایران و شوروی و تعیین سهم 50 درصدی منوچهر متکی وزیر امورخارجه وقت در اظهار نظر رسمی منکر این واقعیت و پیشینه تاریخی آن شده و میگوید: سهم ایران از دریای خزر هیچگاه 50درصد نبوده است، این رقم نه منطقی است و نه قراردادی درباره آن وجود داشته است. همچنین مهدی صفری معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه تاکید میکند که به هیچ وجه کسی ادعا نکرده است که سهم ایران حتی در زمان شوروی سابق و پیش از آن فروپاشی آن 50درصد از خزر بوده است و مدعیان اگر سندی دارند ابراز کنند.
دومین اجلاس خزر در تهران در زمان دولت نهم (که صاحبنظران حقوقی و سیاسی آن را یک پس رفت در روند احقاق حقوق ایران در مورد ذخایر زیر بستر دریای خزر میدانند)؛ روسیه دچار اختلافات شدیدی با امریکا شده بود و در این زمینه نیاز داشت با ایجاد ارتباط و نزدیک شدن به ایران امریکا را تهدید کرده باشد ولی جالب است که با این وجود که در این موقعیت روسیه به ایران نیاز داشت پوتین با صلابت وارد ایران شده و بر مواضع خود پافشاری میکند و مقامات ایرانی هم غافل از نیاز پوتین به این سفر خود را نیازمند لطف وعنایت او میدانند و شاد و خوشحال از اینکه او وارد ایران شده است دفاع از ایران و ایرانیان را فراموش کردند، هیجان زدگی دولت ایران به حدی است که کسانی که از ترس قهر دولت اصلاحات نقشه های سالن اجلاس عشقآباد را پاره کرده بودند رسماً در اجلاس تهران و در حضور دکتر احمدینژاد تصریح میکنند که توافقنامههای قبلی اتحاد جماهیر شوروی را به رسمیت نمیشناسند و هرگز به سهم 50 درصدی ایران تن نخواهند داد و با سکوتی که تایید این موضعگیری را از جانب رئیس دولت ایران نشان میدهد مواجه میشوند، همچنین در اعلامیه رسمی این اجلاس پیشینه تاریخی سهم 50درصدی ایران با وجود اهمیت حقوقی که داشت و پافشاری هایی که دولت اصلاحات در مورد حفظ این حق انجام داده بود حذف گردید و این مسئله نیز با سکوت ایران رسماً تایید شد.... البته این تنها موضع گیری دولت نهم از این نوع نیست؛ فراموش نمیکنیم که آقای احمدینژاد در قطر در نشست سران شورایی شرکت میکنند که گذشته از آن که اساساً برای مقابله و دشمنی با ایران تشکیل شده است، در خود آن نشست نیز 7 رئیس جمهور عرب حاضر در نشست را یک طرف و آقای احمدینژاد را در طرف دیگر سالن در شرایطی که درست زیر پرچم این شورا با نام مجعول خلیج است مینشانند و در پایان نیز بیانیهای صادر میکنند که در آن تمامیت ارضی ایران مورد خدشه قرار میگیرد و دکتر احمدینژاد نه فقط با سکوت از کنار آن میگذرد بلکه این سفر را موفقیتآمیز می خواند.
مسئله جالب توجه آن است که دولت نهم همواره مدعی تحرکات دیپلماتیک و دیپلماسی طلبکارانه بوده است و دیپلماسی دولتهای پیشین مخصوصاً دولت سیدمحمدخاتمی را به ضعف و وادادگی متهم میکند و امروز با توجه به آنچه ذکر شد و مقایسه رفتار دو دولت، انتخاب با شماست که بگویید واداده و سازشکار چه کسی است؟ ....
لينك | نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 14:25 توسط باز باران5 |
از رییس جمهور احمدی نژاد متشکریم!!!
از رییس جمهور احمدی نژاد متشکریم!!!
نویسنده: سعید عشوندی
آقای احمدی نژاد یک بار دیگر در مقابل دوربین شبکه اول صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت تا گزارشی از عملکرد دولت بدهد. این گونه که به نظر می رسد آقای احمدی نژاد از رقبای خود در انتخابات پیش رو واهمه دارد چرا که ایشان تقریبا وارد فاز رقابتی شد و به ارائه آمارهایی پرداخت که در اصل دولت نهم را بیشتر با دولت آقای خاتمی مقایسه می کرد. البته باید از ارائه این آمارها توسط رییس جمهوری محترم باید تشکر کنیم چرا که آقای احمدی نژاد با آمار ها نشان داد که اگر دولتی موفق بوده ،آن، دولت آقای خاتمی می باشد.
این آمار ها در حالی ارائه می شود که همگان می دانند بهره برداری و افتتاح طرح های بزرگی همانند طرح کارخانه های سیمان،فولاد، مس ، و همچنین اماکن ورزشی نیازمند برنامه ریزی بلند مدت و فراهم آوردن اعتبارات آن می باشد و کار هایی نیستند که بتوان آن ها را در طی 1 یا 2 و 3 سال به سر انجام رساند.
رییس جمهوری اسلامی ایران فرمودند که در دولت نهم سرعت پیشرفت به طور چشمگیری افزایش یافته نباید فراموش کنند که تمامی این طرح هایی که ایشان آمارشان را به نفع دولت خودشان می کنند مطمئنا از زمان دولت هفتم و هشتم آغاز شده و البه ما منکر زحمات ایشان و دولتشان در به پایان رساندن این طرح ها نیستیم. اما همانطور که خودشان در صحبت هایشان فرمدند که کسانی که این آمار ها را غلط می دانند بی انصاف هستند، کاش خودشان هم قدری از انصافشان استفاده می کردند و سپس به مردم گزارش ارائه می دادند.
آقای احمدی نژاد در بخشی از سخنانشان به مقدارتولید سیمان در زمان های مختلف پرداختند که قبل از انقلاب 2/6 میلیون تن سیمان تولید میکردیم. این مقدار در قبل از دولت نهم به 34 میلیون تن رسیده و هم اکنون به 64 میلیون تن رسیده است. در این باره می توانم به افتتاح کارخانه سیمان فیروز کوه اشاره کنم که در مرداد 85 افتتاح شده است. و زمان شروع به ساخت آن از سال 82 بوده است. البته مثال های زیادی را می توان زد که اگر لازم شد حتما این کار را خواهم کرد.
و اما راجع به طرح های ورزشی دولت نهم، ایشان مدعی هستند که تا قبل از دولت ایشان تعداد اماکن ورزشی 3750 فضا بوده که در دولت نهم 2500 فضا به این مقدار افزوده شده است. این در حالی است که خیلی لز طرح هایی که ایشان افتتاح کرده اند هنوز تکمیل نشده مثلا ورزشگاه اراک در سال گذشته افتتاح شده ولی همچنان جایگاه تماشاچیان و پیست تارتان ندارد.
در مورد مدال ها هم که دیگر خیلی واضح است.معمولا عملکرد ورزشی هر کشوری را در مسابقات جهانی و المپیک می سنجند که همگان مدال آوری ایران را در المپیک چین دیدند که از 3 مدال طلا در 2004 به یک طلا در 2208 تقلیل یافت.
به هر حال از آقای احمدی نژاد متشکرم که توانستند دولت آقای خاتمی را موفق ترین دولت پس از انقلاب نشان دهند.
لينك | نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 11:9 توسط ستاد باز باران |
گردشی در وبلاگها
به نام خدا
داریم به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم و خیلی از گروهها و ائتلاف ها وارد فاز جدید رقابتی میشوند و اغلب بعضی از این گروهها برای پیشبرد اهداف خود و تبلیغات نامزد انتخاباتی مورد نظر خود دست به هر اقدامی میزنند .
از امروز شروع میکنیم تا در مورد برخی از این تبلیغات و صحبتهایی که خلاف واقع هستند و عده ای با بیان آن قصد تخریب دیگران و بالا بردن خود ، نزد افکار عمومی را دارند بحث میکنیم و قضاوت را به شما هموطنان آگاه و حماسه ساز میسپاریم :
تقریباً از اوایل آغاز به کار دولت نهم و به خصوص در ماههای اخیر شاهد آن بودیم که دولت و حامیان دولت نهم مدعی این امر هستند که رهبری ، دولت نهم را برتر از دولت های پیشین می داند و ایشان در سخننانش از تعریف و تمجید آنها دریغ نمیکنند و این امر در قبال دولت های پیشین رخ نداده و نشانه ی رضایت رهبری از دولت نهم دارد و رهبری در انتخابات دهم از احمدی نژاد حمایت خواهد کرد . آنها همچنین مدعی این امر هستند که در این باره هیچ تردیدی نیز وجود ندارد.
آیا این ادعا حقیقت دارد ؟
یا تنها یک تحلیل اشتباه از رفتار رهبری می باشد؟
اکنون در ذیل به تحلیل این ادعا می پردازیم :
در ادامه سخنان فوق لازم به اشاره است که که در این بین برخی از حامیان دولت و رسانه های بیگانه تفسیری مشترک از حمایت های رهبری دارند و به عقیده آنها این حمایت ها به مفهوم حمایت از تداوم ریاست جمهوری احمدی نژاد است . ...
ادامه مقاله را در ادامه مطالب بخوانید ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 23:45 توسط ستاد باز باران |
گردشی در وبلاگها
اسم خاتمی لای کلی نوشته وخاطره

هنوزم روی دیوار دانشگاه می شه لای کلی خاطره و تقلب بچه ها اسم خاتمی کنار کلمه ی آزادی و دمکراسی دید.
هنوزم هستن آدمایی که روی اسم رو پررنگ کنند.
آره از سال 76 تا الان بین این همه خاطره و نوشته و تقلب این اسم می شه دید اما کم رنگ شده بود تا اینکه دوباره یکی پر رنگش کرد نمی دونم چرا ؟ شاید شرایط موجود باعث پر رنگ شدن اسم توسط یکی از همونایی شده باشد که بهترین گزینه ی موجود خاتمی می دونن.
همونایی که بعضی وقتها یه گوشه ای از حیاط دانشگاه جمع می شن و وقتی صحبت از مشکلات امروز جامعه می شه شروع می کنن از شرایط خوب دوره خاتمی حرف زدن.
اما آنچه که می شه به سادگی فهمید اینکه اینم به نوعی دعوت از خاتمی درست موقعی که بعد از چند سالی که اسم خاتمی لای این همه نوشته داشت کم کم محو و کم رنگ می شه دوباره یکی پر رنگش کرد دوباره یکی با خودکار آبی روی اسم پر رنگ کرد دوباره یک دانشجو نام خاتمی بین دو کلمه ی آزادی و دمکراسی پر رنگ کرد قطعا اینم نوعی دعوت از او برای حضور – دعوتی که یک دانشجو برای بهبود کشورش می کند. برام جالب بود اولین بار این اسم نزدیک یک سال پیش وقتی تو کلاس تنها نشسته بودم دیدم – تاریخ زیر اسم مال سال 76 بود یک کمی بین اون همه اسم و یادگاری و خاطره و بعضی وقتها که دلشون پر می شه شکایتاشون که بچه ها از سر بیکاری روی دیوار می نویسن کم رنگ شده بود اما به راحتی اسم خاتمی بین دو کلمه ی آزادی و دمکراسی قابل تشخیص بود از اون موقع به بعد هر چند وقتی به اون اسم از سر کنجکاویت و علاقه خودم به خاتمی سر می زدم به بحانه ی خواندن بقیه اون نوشته ها هم که شده بود اون قسمت می دیدم تا اینکه چند وقت پیش بعد از گذشت یک سال سر کلاس درست وقتی که بچه ها بحث انتخابات ریاست جمهوری می کردن نگاهم به اون اسم افتاد یکی روی اسم خاتمی با خودکار آبی پر رنگ کرده بود.
اما از بین دوتا کلمه ی آزادی و دمکراسی فقط آزادی تا نصفه پر رنگ کرده بود و بقیش رها کرده بود نمی دونم چرا ؟ آیا این کار برای اون دانشجو معنی خاصی داشته یعنی چیزی تو فکرش بوده این کار و کرده یا نه وقت پر رنگ کردن ادامه کلمه را نداشته به هر حال خیلی برام جالب بود اسم خاتمی پر رنگ شده بود حتی پر رنگ تر از قبل من تو ذهنم این طوری تصور کردم اینم نوعی دعوت از خاتمی دعوتی برای اینکه پر رنگ بشه نیمه ی دیگر کلمه ی آزادی .

شاید به خاطر کنجکاو بودن و علاقه من به این اسم من اینقدر برام جالب بوده شایدم این نوشتم خیلی احساسی شده باشه اما یه چیزی این جا مشخص که واقعا باید بهش توجه کرد اونم این که اسم یکی از دانشجو های سال 76 نوشته و یکی از دانشجو های ورودی سال 87 پر رنگ کرده در این شکی ندارم چون این کلاس بیشتر به تور بچه ها ی ترم 1 و 2 می خوره این یعنی نسل جدید هم خاتمی شناخته اونا هم از خاتمی برای حضور دعوت می کنند.
شاید پر رنگش کردن چون بچه ها ورودی جدید هم نظر همون بچه های سال 76 دارن و می خوان بگن اوضاع باید تغییر کند پس همه با هم از او برای حضور دعوت می کنند بر خلاف خیلی حرفهایی که در این زمینه گفته می شود نسل جدید نیز به دنبال تغییر اوضاع نا بسامان است و بهترین گزینه را اصلاحات می بیند و بهترین فرد را در اصلاحات برای ریاست جمهوری خاتمی .
بر گرفته از www.khatami.info
لينك | نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 19:17 توسط ستاد باز باران |
گردش در وبلاگهای اصلاح طلب
در آسمان درخشان
در آسمان درخشان
در آسمان تابناک و شگفت انگیز و باستانی ایران ، گوئی بارقه های امید و روشنایی در وجود محمد خاتمی ظهور یافته است. او که میل و ارده اش جز این نیست: جریان آزاد افکار گوناگونی که از بطن جامعه ایران می تراود. برای بهره مندی از تمام دانش و ارادة منسجمش که در واقعیتی مسلم و ملموس در کالبد ملتش به وضوح به اثبات رسیده. اراده ای برخاسته از شکیبایی به روشنی یر جان ایران نقش بسته باید دروازه های دانش جوامع پیشرفنه را بازگشاید همزمان ایشانرا با فهم و احترام به فراخور پاسخ گوید. از آنجا که آزادی الگوی یگانه ای ندارد هر ملتی آنرا به اختیار تعبیر می کند. می باید همه روز آنرا نو به نو آفرید تا هر آینه صبر و دانش را یاری دهد. امید دارم ارادة محمد خاتمی در آینده ای روشن تر محقق شود برای هزارة سوم و جامعة پویای ملتی مستعد ولی نه چندان پیشرفته و در طول تاریخ مهجور از آزادی.
مترجم: سیده فاطمه مرتضوی فارغ التحصیل کارشناسی زبان اسپانیایی از دانشگاه علامه طباطبایی
لينك | نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 18:12 توسط ستاد باز باران |
گردشی در وبلاگها
اميد داریم كه او می آید
در ذهنم هميشه ماندنی است و بیاد می آورم زمان رفتنش چگونه قلم ها شروع به گريستن كردندوهمه باهم شكستند. ديگرشوقي در نوشتن ها نبود چون شکستن هم ،نوبتی نبود.فقط مرگ بود كه داشت برشكسته شدنقلم ها تبسم مي زد. بعد از رفتنت قلمی رانیافتم آنگونه كه ميخواهد بنويسد زیرا ترس و وحشت درمیان آنهاایجادشده بوده وهست. جست وجویی براي يافتن قلم كردم ، قلمي كه بشود با آن خيلي از ناگفته هايي را كه نمي توان به زبان آورد بنويسم .بر بام دنيا سركي كشيدم،اما هر چه گشتم هيچ نيافتم.
نگاهي به گستردگی آسمان كردم چيز اميدوار كننده اي هم در آن نديدم .كم كم غروب غم انگيز،پهنای آسمان رافرا گرفت، آرام آرام هوا تاريك وتاريكتر شد. با اميدي چشم انتظار ماه نشستم تا بتوانم در خيال خودنوشته اي را كه در ذهن خود دارم روي آن تجسم كنم ،اما اثري هم ازماه پيدا نكردم.به ستاره ها نگريستم ستاره ای را ندیدم كه بدرخشد تا بتوانم دلم را به آن خوش كنم. با ناراحتي بسيارسرم را پايين انداختم .
اما گذشت و گذشت و گذشت...
دوباره به آسمان نگاهي كردم دیدم اين بارستاره ها بیشتر از قبل میدرخشیدند.تعجب كردم امیدوارانه بهآسمان و ستاره ها خيره شدم باخود گفتم: چه اتفاقی افتاده ؟ ناگهان ديدم از دورستاره ای چنان درخششی از خود نشان می دهد وچنان خودنمايي مي كند که پرتو نورش آسمان را آذین بندی می کند. مطمئن بودم و هستم كه آن ستاره اميدي با خود دارد و خواهد داشت. بی ترديد آن ستاره همان ستاره اي ست كه به دنبال آن بودم ، ستاره اي كه گروهي محدود و تنگ نظر به دنبال محو كردنش در میان ستاره ها بوده اند. چرا؟آیادرخشش این ستاره در آسمان بزرگ خدا گناهی دارد ، كه حق درخشیدن نداشته باشد؟شايد آنها نمي دانند كه این ستاره قلمش با خود فكري نودارد ، آری شاید جواب سوال همین باشد.خودش خوب مي داند و به ياد مي آورد آن روزي كه رفت ،قلم هايي كه در حال نوشتن بودند چگونه شكستند و گريستند وکاغذ دست نوشته هاي آن روز را باقطرات اشك خود خيس مي كردند. اميدواريم که بیاید و با آمدنش تحولي دوباره در ميان قلم هاي شكسته و شوق نوشتن را در ميان آنها ایجاد کند.ماهم با آن قلم هاي شكسته و خشكيده درمركب و با چشم اميدي بسويش دست ياري دراز كرده ايم بلكه بيايد وشورو شوق دوباره نوشتن را درميانمان زنده كند. همه منتظريم كه درخشانترازقبل وبا روشنايي بيشتربيايد.
طلوعی دوباره بعد از غروبي دلگير و غم انگيز تنها امیدهمه ماست.
بی صبرانه منتظر آمدن این ستاره درخشان جناب آقای سید محمد خاتمی به عرصه انتخابات هستیم .از عزيزان و بزرگان نظام در خواست داريم كه در آمدن اين ستاره درخشان و محبوب، ما را ياري كنند ونگذارندعده ای جلوی این ستاره را بپوشانند تا بلکه ما جوانان باحضور این شخصیت والا مقام امیدمان به آینده این نظام بیشتر و بیشتر شود.
آمدنش پایان انتظار و تاریکی هاست و تولدي دوباره براي نوشتن دست نوشته هاي اشک آلودماست و همه چشم انتظار معلم قلميم و امیدواریم که او بیآید
عشق در اصل از گياهي معني اش نشات گرفت
اولين بار بهر خالق واژه اش وسعت گرفت
گوشه اي از وصف آن در دوم خرداد بود
بامحمدخاتمي خرداد شخصيت گرفت
مهدي نظام الاسلامي http://mehdi-nezam.blogfa.com
لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 18:7 توسط باز باران3 |
از كجا آغاز كنيم ؟
از كجا آغاز كنيم ؟
تغییر دولت ها و یا بی ثباتی آنها لازمۀ دموکراسی است که فی نفسه بد نیست و خود می تواند عاملی برای خدمت بیشتر و داشتن برنامه باشد چرا که دولت ها برای حفظ قدرت و دوام خود مجبورند رضایت مردم را جلب کنند و این موضوع از نقاط قوت یک جامعه دموکرات و مردم سالار است ... .
شاید سئوال صحیح این باشد که آیا بی ثباتی مدیران و افراد از مشکلات آموزش و پرورش است ؟
قطعا برای سیستمی که شخص محور است نه برنامه محور ، تغییر افراد و مسئولین باعث صرف دو سرمایۀ عظیم می شود : یکی زمان که هیچ وقت جبران نخواهد شد مگر با عامل های کاتالیزوری ، (مانند تحول بنيادين) و دیگری پول .
متاسفانه اکثر کشورهایی که از دهۀ 60 برای رهایی از استعمار در دامن استحمار که زیرکانه در پی استثمار ملتها بود به بردگی نوین ( مصرف گرایی ) روی آوردند و یا بهتر بگوییم سوق داده شدند اما ایران که به رهبری امام خمینی (ره) از این دام خود را رها کرد از این قاعده پیروی نکرد . البته همۀ این بار سنگین توسعه كشور را بر دوش آموزش و پرورش نهادند بدون آنکه ظرفیت ها و توان آن را افزایش دهند و آموزش و پرورش نه تنها عاملی برای توسعه و یا استقلال نشد بلکه به دلیل حجیم شدن حوصله دولتمردان را نیز برده و به بهانه تبدیل آن به غیرمتمرکز دچار معضلاتي به نظر لاينحل شد .
البته کشورهایی مثل مالزی ، آذربایجان و ژاپن بعد از واقعۀ هیروشیما با درایت و برنامه ریزی منجسم که با تغییر دولت ها در بدنۀ اصلی و یا اهداف کلان و خط مشی های سیاسی در قبال آموزش و پرورش تغییری بوجود نمی آمد ، قدم در راه توسعه نهادند آنهم با سرمایه گذاری در آموزش و پرورش .
در ایران از حدود 150 سال پیش که اعتضاد السلطنه ( فرزند پنجاه چهارم از زن پنجاهم فتحعلی شاه ) اولین وزیر علوم که عهده دار برنامه ریزی برای تعلیم و تربیت فرزندان ایرانی شد ، بیش از 60 وزیر سکان هدایت کشتی آموزش و پرورش را بدست گرفتند ( به کتاب تاریخ آموزش و پرورش معاصر ایران مراجعه شود ) تا آرزوی امیر کبیرها را برآورده سازند . اما تحولات اساسی ، چالشها ، تغييرات متعدد ساختاري ، حجيم شدن بدنه اداري و پشتيباني و ... باعث شدند آموزش و پرورش نتواند به راحتي و با گامهايي مشخص در راه توسعه قدم بردارد .
از طرفي تغییر دولت ها نه تنها به عنوان عاملی برای توسعه نمي شود بلکه به دلیل شخص محور بودن برنامه و بحث و جدل اغلب مسئولین در درک توسعه و مفهوم آن خود به یک استرس دائمی که هر چهار سال و یا هشت سال یکبار بطور رسمی و هر روز بطور غیر رسمی فکر و ذهن کارشناسان و برنامه ریزان را به خود مشغول کرده است ، بجای تولید برنامه در باب توسعه ، بیشتر برنامه ها در باب سلیقه مدیران طراحی می شود ؛ و هر تغییری در افراد ، از سر تا ذیل آموزش و پرورش را دچار تغییرات چهره ای ، نگرشی و مهارتی می کند .
لذا با تغییر دولت ها هر آنچه که قبلا انجام شده بود اشتباه تلقی شده (پنبه) و باید دوباره همه چیز از صفر آغاز گردد و این بی ثباتی ( به عنوان نقطۀ قوت دموکراسی ) به تهدیدی برای امنیت توسعۀ یک کشور می شود .
از طرفی انسان ها ( دانش آموزان ) به عنوان مهمترین ورودی و خروجی این سیستم همچون موش های آزمایشگاهی دائم در حال تست برنامه ها هستند گویا دانش آموزان برای برنامه اند نه برنامه برای دانش آموزان .
از نگاه دیگر آموزش و پرورش به پارکینگ مغزها تبدیل می شود و نه به یک کارخانۀ تولید . مانند یک انباری که پر از وسایل خاک خورده و اسقاطی است و هر وزیری که می آید فقط به فکر حفظ وضع موجود می شود. چون سیستم اجازه تحول نمی دهد چون او باید دوباره چرخ را اختراع کند.
لوازم و نسخۀ درمان توسعه ایران در آموزش و پرورش است البته آموزش و پرورش با ثبات در برنامه نه نگران در تغییر مدیران . تغییر مدیران یک فرصت است که برنامه ها را با نقد کارشناسانه جلا می دهد .
مدرسه سرآغاز توسعه است. البته یکی از چالش های موجود در این جا فهم نادرست از توسعه و دعوای اول مرغ یا تخم مرغ است ، می باشد و یا اینکه اصلا توسعه یعنی چه ؟ (!!!!!!!!!!!!!)
مطاب ذيل به دقت و با تعمق بخوانيد :
راهکارها و لوازم توسعه ايران
به مناسبت آغاز تدوين برنامه پنجم توسعه، سايت تحليلي - خبري الف درگفتگويي با دکتر مسعود درخشان،استاد برجسته اقتصاد ايران، ازديدگاه ها و تجربه هاي ايشان درباره سياستگزاري توسعه در ايران جويا شد. قسمت اول اين گفتگو در زير مي آيد: الف - تفکر علمي و توسعه اقتصادي توسعه اقتصادي دردرجه اول تابعي از رويکرد و طرز تلقي دولت و ملت از رشد و توسعه است. اگر اين رويکرد مبتني بر “تفکر علمي” و عقلانيت باشد زمينه هاي توسعه اقتصادي مهياست در غير اين صورت اگر به جاي 400 ميليارد دلاري که فقط بعد از انقلاب به اقتصاد ملي تزريق کرده ايم 400 تريليون دلار هم تزريق مي کرديم، چه بسا با اقتصادي نابسامان تر از وضعيت کنوني مواجه مي شديم.تفکر علمي در هر جامعه اي ريشه در نظام هاي آموزشي و پژوهشي دارد. جستجو گري، نقادي و اظهار نظر از موضع استقلال فکري را بايد نخست در خانواده ها و سپس در دبستان ها به کودکان آموخت. سوالاتي چون “به نظر شما” و پاسخ هايي چون “به نظر من” از نخستين ساختارهايي است که کودکان بايد در “گفتن” فرا گيرند. برخورد انديشه ها در فضاي احترام به انديشه ها و دقت در ساختار منطقي استدلال ها از ارکان اصلي تفکر علمي است که بايد حاکم بر نظام آموزش و پرورش باشد. توسعه اقتصادي صرفا بر “علم” نيست، ريشه در “نوآوري علمي” دارد. رسيدن به مرزهاي دانش شرط لازم و توسعه مرزهاي دانش شرط کافي توسعه اقتصادي است. نوآوري هاي علمي نيز مستلزم رشد ابتکارات و خلاقيت هاي علمي است که ريشه آن در کودکستان است. بنابراين تحول اساسي در نظام آموزش و پرورش کشور از شرايط اصلي توسعه اقتصادي است، هر چند نقش حکومت ها و توسعه نهادهاي دموکراسي در ايجاد خلاقيت و ابتکار و استقلال فکري در نيروي کار و بويژه در جوانان را نبايد فراموش کرد. ب - توسعه اقتصادي و برنامه ريزي توسعه اقتصادي نيازمند برنامه ريزي است. منظور از برنامه ريزي آن نيست که دولت براي بخش خصوصي تعيين تکليف کند و مجموعه اي از فرامين و احکام صادر نمايد. بخش خصوصي به دنبال حداکثر کردن بازدهي سرمايه گذاري هاست و در هر فعاليتي که بازدهي مناسبي داشته باشد سرمايه گذاري خواهد کرد. پيش نياز برنامه ريزي براي توسعه اقتصادي آن است که در توسعه اقتصاد ملي رويکرد جهاني داشته باشيم و با تشخيص مزيت هاي نسبي اقتصاد ملي در بازارهاي منطقه اي و جهاني و ارايه اطلاعات لازم به بخش خصوصي، اين نکته را معلوم کنيم که منافع بلند مدت بخش خصوصي هنگامي تامين مي شود که سرمايه گذاري ها در بخش هايي باشد که مزيت هاي نسبي اقتصاد کشور در آنهاست. پس نمي توان انتظار داشت که توسعه اقتصادي کشور بدون احراز جايگاهي مناسب در روابط اقتصادي بين المللي و بدون حضور در بازارهاي منطقه اي و جهاني امکان پذير باشد، از اين رو در تدوين راهبرد توسعه اقتصادي بايد جايگاه اقتصاد کشور را در اقتصاد جهاني به دقت شناسايي کنيم و در مسيري گام برداريم که “مکملي” براي کشورهاي پيشرفته صنعتي و “رقيبي” سرسخت براي کشورهاي در حال توسعه باشيم و اين همه ممکن نيست مگر با توسعه سياسي و استقرار روابط بين الملل مناسب در صحنه جهاني. لذا برنامه ريزي براي توسعه اقتصادي مبتني بر سه محور است: 1 - نو سازي و توسعه روابط بين الملل در ابعاد سياسي و مالي و تجاري. 2 - شناخت بخش هايي در اقتصاد کشور که با توسعه آن بتوان مکملي براي اقتصادهاي پيشرفته صنعتي شد. 3 - شناخت حوزه هايي در اقتصاد کشور که با توسعه آنها بتوان با تمام امکانات به رقابت با ساير کشورهاي در حال توسعه پرداخت به شرطي که سرمايه گذاري در آن حوزه ها زمينه ساز توسعه اقتصاد ملي باشد.
نوشته شده توسط: روح الله رضا علی
لينك | نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 10:53 توسط ستاد باز باران |
گل
کدام گل را بیش از همه دوست دارید؟

به راستی دیده اید وقتی در فصل بهار وارد گلستانی می شویم می بینیم گل های بسیاری شکوفه داده اند و شاخه ها غرق در غنچه های زیبا ودلربا شده اند ،گویی گلبرگ هایشان با قطرات بلوری شبنم آذین گشته است ، گاهی چنان خودنمایی می کنند که ناخواسته به سمت آنها میرویم و دستانمان رابه سمت گل ها دراز می کنیم و با احساس لطافت گلبرگها را در دست خود می گیریم و می بوییم . هر گلی لطافت ، زیبایی ، رنگ و بویی دلنشین دارد.قدم زنان اما با عجله دنبال گلی می گردیم که بیشتر از همه توجه مارا به خود جلب می کند ، گلها چنان زیبا هستند که هر انسانی ناخودآگاه سرشار از لذت و شور و اشتیاق می شود. فرصت حق انتخاب را از دست نمی دهیم و میان انبوهی از گل ، یکی را به برتری برمی گزینیم، اما کدام گل؟
آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که کدام گل را بیش از همه دوست دارید؟
هر کس از روی حسن سلیقه خود گلی را انتخاب می کند، یکی یاس ، یکی نرگس و دیگری لاله را...
شما چطور ؟، تصمیم گرفتید در گلستان بهار پیش رو کدام گل دلربا را انتخاب کنید؟
بهار نزدیک است ، بهارانتخابات ایران زمین ،انتخابات ریاست جمهوری در گلستان میهن ، آری همه گلها دوست داشتنی هستند اما کدام گل را می توان با گل محمدی مقایسه نمود؟ گل محمدی گلی است که اکثر مردم آن را دوست دارند. برتر از این گل چه گلی است؟
تنها انتخاب یک گل بهار را تا نهایت به ما هدیه می کند.
دراین بهار انتخابات گل های بسیاری می رویند گل های زیاد و دوست داشتنی . مردم و گروه های سیاسی به تناسب سلیقه از گل های منتخب خود تعریف و تمجید می کنندو برای انتخاب گل مورد نظر از زیباییهای گل های خود بس سخن می گویند.
واما ما هم گل خود را انتخاب کرده ایم گلی به شایستگی گل محمدی، گلی که منتسب به پیامبر(ص) است مسلما مورد پسند همه است وکمتر کسی است که این گل را دوست نداشته باشد، گلی ارزشمندو خوشبو چون سید محمد خاتمی.
چنین حضور چشم گیر در عرصه انتخابات نباید بی رنگ باشد چرا که تاریخ ایران نشان داده که مردم به این گل چه علاقه وافری دارند.این گل در سال های 76 و 80 شکفته شد و مردم از محسنات و وجنات این شخصیت ارزشمندو بزرگ بهره بسیاری بردند. ولی بعد از اینکه این گل ارزشمند در سال 84 جلوه گری اش در عرصه سیاست جامعه و رسانه ها کمتر شد حال بار دیگر اکثریت قریب به اتفاق مردم خواهان بازگشت این عزیز بزرگوار به صحنه سیاسی انتخابات هستند. زیرادر گلستان خیال مردم هنوز زیبایی خاص را دارا است.هنوز هیچ گلی مثل گل ما نیامده که، در بین مردم ایران چنین محبوبیتی پیدا کند و این همه مقدمه چینی برای بیان خواسته های ما تنها به این معنی است که همه خواستار نامزدی او در عرصه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری هستیم
در جهان گل های بسیار و فراوان دیده ام از برای هر گلی خصلت فراوان دیده ام
لیک از بین همه گل های زیبای خدا در وجود تو فقط اخلاص باران دیده ام
مهدي نظام الاسلامي http://mehdi-nezam.blogfa.com
لينك | نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 2:54 توسط باز باران3 |
نامه ای از یکی اعضای ستاد باز باران از همدان
نامه ای که توسط محمد احمدی از همدان یکی از اعضای ستاد باز باران برای ما ارسال شده است
نامه به سید عزیز
خاتمی محبوب قلب هاست خاتمی معلمی است که به من اندیشیدن را فرا داد من اندیشه ای را از او آموخته ام که برای همگان حق حیات قایل باشم
از او آموخته ام که از ستایش انسان ها بپرهیزم چرا که آنچه ستودنی است کرامت انسانی است نه انسانها
خاتمی روشنفکر مسلمانی است که مخالفان خود را مخالفان خدا نمی داند
در مرام خاتمی ایران برای هر ایرانی خواستن - تکریم جوانان و اقوام و مذاهب مختلف - همزبانی با نخبگان و نو اندیشان هموطن
پرهیز از تنش با همسایگان - پایبندی به اصل گفتمان بین ملت ها و کشورها و حتی تمدن ها از او شخصیتی بر جسته و جهانی ساخته است. خاتمی نشان داد در بند نام نیست. احترام او به مجلس به عنوان نماد تجلی و حضور ملت زبانزد است
ای سید عزیز خاتمی
تو با جنبش دوم خردادت روحی تازه در کالبد نیمه جان جامعه ایران دمیدی. ما سالها پا به پای شما ناراحت شدیم خندیدیم عصبانی شدیم قلبمان گرفت حالا چطور باور کنیم که می خواهی بشینی و نیایی؟ چطور دلتان می آید ما را تنها بگذارید؟ چطور دلت می آید جوانه های تازه رسته امیدمان را بشکنی؟
ای سید عزیز شما باید باشی تا خاتمی ها به بار آیند و به ثمر بشینند. باور کن که خستگی ات را باور داریم و به تو حق می دهیم که فشارها بی تابت کرده باشد اما به خدا قسم که شایسته تر از تو نیافتیم و نمی یابیم و گرنه باری به این سنگینی را به دوش های خسته ات نمی افکندیم
شما نقطه اعتماد مردم بوده ای و هستی و می دانی چقدر برای مردم پرارزش و پر اهمیت هستی
سید روا مدارید ملتی که به ندای حماسه دوم خردادت لبیک گفت امروز در عزلت و انزوا قرار گیرد و دچار سرخوردگی شود و به بن بست برسد. به این فکر کنید که اگر نیایید چه بر سر ما می آید. مخالفان شما به هر خس و خاشاکی چنگ می آویزند تا تو نیایی
نیامدن شما برابر است با پیروزی خودسری-استبداد رای-توسعه نیافتگی و اصلاح ناپذیری برای مردمی که طالب اصلاحات-توسعه و بقا و درخشندگی نظامی هستند که میراث امام خمینی (ره) می باشد مردمی که همچنان چشم امید به آمدنت دوخته اند و در انتظار آری تو به آری خویش به سر می برند
خاتمی عزیز تو را به مظلومیت ابا عبدالله حسین رهایمان نکن مگذار این نسل طعمه ملامتیان شود. در کنار ملت ایران بمان.
محمد احمدی از همدان
/ما همچنان در انتضار پیشنهاد ها نامه ها و در خواست های شما همراهان گرامی هستیم/
لينك | نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 23:12 توسط ستاد باز باران |
گردشی در وبلاگها
در شرایط فعلی چه کسی بهترین گزینه انتخابات ریاست جمهوری است؟(قسمت ۲)
آنچه از تجربه انتخابات رياست جمهوري دوره نهم حاصل شد و شايد بتوان گفت نتيجه دولت احمدينژاد در طول سه سال گذشته يک نکته را به خوبي به اثبات رسانده است که براي کليت جامعه ايران، شعارهاي سياسي جدي و فرهنگي و تا حدي اجتماعي به نسبت از اهميت بسيار کمتري نسبت به مسائل اقتصادي و معيشتي برخوردار است و واقعبينانه بايد پذيرفت که در جامعهاي که طبق آمار رسمي حداقل 15 ميليون نفر زير خط فقر زندگي ميکنند و در شرايطي که آمار بيکاري به 5 ميليون نفر ميرسد و علاوه بر آن تعداد زيادي از اقشار جامعه به نوعي دست به گريبان مشکلات اقتصادي هستند، در کشوري چون ايران که بافت جامعه تا حد زيادي تحت تاثير مذهب و سنت بوده و هنوز که هنوز است مناسبات مذهبي وسنتي در ساختار اجتماعي مردم ايران، تعيينکنندهترين پارامتر تاثيرگذار بر رفتارهاي اجتماعي جامعه است و علاوه بر اين همه، در شرايطي که بنا به علل مختلف بايد پذيرفت که حداقل يک چهارم تا يک سوم جمعيت کشور وفادارانه، طرفدار ساختار موجود و جريان اصولگراي حاکم هستند که عليرغم برخي نارضايتيها، در مواقع تعيينکننده بارها و بارها با حمايت از جريان اصولگرا در عرصه سياسي حضور پيدا کردهاند، در اين شرايط، مهمترين مطالبه و بااولويتترين خواست برآيند جامعه در کوتاهمدت و به صورت آگاهانه نميتواند دموکراسي، توسعه سياسي و آزادي، جامعه مدني و ليبراليسم سياسي باشد (هرچند که اينها مهمترين خواست ما و جامعه روشنفکري ايران است) چراکه اولاً:...
(بقیه را در ادامه مطالب بخوانید) ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 16:14 توسط ستاد باز باران |
خاتمی می آید....
گشتی در وبلاگهای اصلاح طلب
سعید آگنجی در وبلاگ اجتماعی-سیاسی-خبرنامه ای خود مطلبی با عنوان خاتمی می آید را با قلم زیبایی قرار داده که خواندن آن خالی از لطف نیست
ما در کشوری زندگی می کنیم که آمار تجاوز ،فساد ،فقر،تشویش وگرانی بیداد می کند
وقتی در خیابانها قدم می زنیم همه چیز را به وضوح تماشا میکنیم و جالب اینجاست که
رئیس جمهور این کشور ادعا دارد هیچ کدام از این موارد یا وجود ندارد یا به طور مثال می گوید ۹٪
فقیر داریم یا ۱۰٪بیکار و جالب اینجاست که رسانه ها این آمار را تایید و از دولت تجلیل می کنند
البته رسانه های حامی دولت و به خصوص رسانه ملی(حامی رئیس جمهور) هنوز معنی رسانه ملی
را یاد نگرفته ام وشاید تعریفی که من آموخته ام اشتباه است.
در این۳سال گذشته دولت احمدی نژاد(اصولگرایان) برنامه های اقتصادی،عمرانی،
از بین بردن اختلاف طبقاتی،سهمیه بندی بنزین،برق،بنگاههای زود بازده وروابط بین الملل انجام داده است
وبه کارنامه زرین خود می بالد البته لازم به توضیح است به این دلیل می بالد که تمامی طرح هایی که
اجرا کرده است به جای رشد در کشور تاثیر منفی داشته است به جای اینکه:
(تورم کم شود،زیاد شد)(به جای ثبات قیمت مسکن افزایش روزانه قیمت مسکن داشتیم)
(به جای کاهش سوخت،افزایش سوخت داشتیم وقاچاق سوخت)(به جای توانمندی نیروگاههای برق
کاهش وسهمیه بندی برق داشتیم)(به جای سود دهی بنگاههای زود بازده،زیان دهی بنگاههای زود بازده)
و(به جای تقویت روابط بین الملل،تضعیف روابط بین الملل داشتیم و تحریم های پی درپی)
این گوشه ای از کارنامه زرین دولت نهم بوده است وحال توقع دارند ۴سال دیگر هم بر مسند
قدرت تکیه بزنند و ۴سال دیگر هم کارنامه های زرین تر ارائه بدهند .
حال نزدیک انتخابات ریاست جمهوری دهم هستیم و زمزمه حضور خاتمی در همه جای ایران
پیچیده است البته اگر خاتمی بیاید باید مانند معلمی کارنامه دولت گذشته را دوباره درست کند وسامان دهد
حال جالب است که با حضور تنها کسی که می تواند این افتضاح ۴ساله را درست کند مخالفت می کنند
وطلبکار نیز هستند و خاتمی را تهدید می کنند.
اصولگرایان برای آخرین بر امتحان خود را به ملت پس دادند هر چند هنوز نمی دانیم با رای ملت
پیروز شده اند یا رای ....به پیروزی رسیده اند.
انتخابات ریاست جمهوری آینده ۲خرداد تازه ای پدید می آورد و شاید بدتر از سال۱۳۷۶ بوجود آید.
خاتمی می آید و پیروز می شود اما چگونه آمدن و چگونه پیروزی خاتمی مهم است
به نظر شما خاتمی چگونه می آید و چگونه پیروز می شود؟
 
پاینده ایران و جوانان ایران
بر گرفته از: www.salam-iran.blogfa.com
/شما دوستان گرامی نیز می توانید مقالات خود را با موضوع انتخابات و محوریت حضور سید محمد خاتمی برای ما ارسال کنید تا با نام شما و آدرس وب سایت شخصیتان در باز باران به نمایش در آید./
لينك | نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 11:23 توسط ستاد باز باران |
مقاله یکی از وبلاگ های اصلاح طلب
در شرایط فعلی چه کسی بهترین گزینه انتخابات ریاست جمهوری است؟
تري کارل و فليپ اسميتر با انتشار مطالعات خود در زمينه تاريخ گذار به دموکراسي در کشورهاي آمريکاي لاتين، اروپاي غربي و شرقي ، شيوهها و اشکال گذار از حکومتهاي خودکامه به دموکراسي را در چهار شکل دستهبندي نمودند: 1- از طريق سرنگوني رژيم اقتدارگرا در طي انقلاب (که احتمالا با خشونت هم همراه خواهد بود). 2- از طريق اعمال زور از جانب يکي از جناحها و اجزاي حاکميت در مقابل ساير گروههاي حاکم. 3-گذار به دموکراسي از طريق سازش و توافق چندجانبه ميان گروهها و احزاب موجود يا وابسته يا نزديک به حاکميت.4- از طريق بسيج تودهها و تحميل از پايين بر حاکميت براي سازش و تن دادن به خواست عمومي بدون اعمال خشونت. شاید بتوان گفت بیشتر گذارهای موفقیت امیز در یک قرن اخیربه دموکراسی همه از بالا صورت گرفته و یاتودههاي مردمي نقش چنداني در گذار به دموکراسي ايفا نکرده اند. و بر عکس سياستمداران و گروهها و جريانات موجود در حاکميت، خواه از طريق توافق يا سازش و خواه از طريق اجبار و تحميل، بيشترين نقش را در گذارهاي توفيقآميز به سوي دموکراسي داشتهاند و عموماً ميان انقلابها و دموکراسي هيچ گونه رابطهي معناداري وجود ندارد و حتي بر عکس، اين گونه حرکات مبتني بر رفتار توده، به برقراري نظامهاي غيررقابتي و ايدئولوژيک و بسته بيشتر کمک رساندهاند...
(بقیه را بخوانید در ادامه مطالب) ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 20:56 توسط ستاد باز باران |
|